شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۹ ه‍.ش.

داستان سکس با مادر زن


اون یک زنه 44 ساله با پوست گندم گونه که هیکل پری داره با قد بلند سینه های درشت واز همه مهمتر یه کون خوشکل که منو دیوونه میکنه .
داستان از اونجا شروع شد که همه ما قرار بود برای مراسم عروسی برادر زنم بریم شهرستان
اما من بخاطر مشغله شغلی قرار شد بعد از بقیه برم شهناز جون هم بخاطر گرفتن یه وام که مدتها بود براش دوندگی کرده بود تصمیم گرفت که بمونه و با من بیاد شهرستان
طی تماس تلفنی که با آرزو همسرم داشتم قرار شده بود که من از راه ماموریت به خونه مامانش برمو فردا هم صبح زود حرکت کنیم و گفت که همه چیز رو آماده کرده و توی یه ساک داده به مامانش
ساعت حدودا 8 شب بود که رسیدم بعد از 6 روز ماموریت و دور بودن از کس خوشگل آرزو جون
مادر زنم اومد جولو و طبق عادت همیشه منو بوسیدو گفت هوتن جون آرزو تا لحظه آخر که میرفت سفارش تو رو میکرد منم بهش قول دادم که حسابی بهت برسم....
گفتم شما لطف میکنید ولی بعضی از کارا فقط وظیفه آرزو جونه شهنازم با یه شیطنت خاصی بهم نگاه کرد و گفت به هر حال یه شب که بیشتر نیست من همه جوره باید جور آرزو رو بکشم اینو که گفت کیرم شروع کرد به بزرگ شدن اما به رو خودم نیاوردم
گفتم شهناز جون من باید برم یه حمام حسابی بکنم اونم گفت باشه تو برو منم شامو آماده میکنم
توی حمام همش تو فکر حرف شهناز بودم که یه فکری به سرم زد گفتم یا میگیره یا نه ولی ارزش امتحان کردنو داره
این بود که شهنازو صدا کردم اومد دم در حمام و گفت هوتن جان چیزی لازم داری گفتم نه مامان ببخشید این کار وظیفه آرزو ولی حالا که نیست میخواستم اگه بشه کمرمو بمالید شهناز گفت حتما هوتن جون تو که اینقدر خجالتی نبودی و تو همین حین درو هل داد و اومد تو منم که کاملا لخت بودم و فرصت هیچ عکس العملی رو پیدا نکردم
خلاصه شهناز اومدو سریع لیفو برداشت و به من گفت که برگرد منم برگشتمو اون شروع کرد به مالیدن نمیدونم چی شد که تو کمتر از چند ثانیه کیرم به بزرگترین سایزی که ممکن بود رسید
تو همین احوال بودم که شهناز گفت هوتن جون پا شو حالا که اومدم کل بدنتو لیف بکشم منم که دیدم بهترین موقع برای عملی کردن نقشمه پا شدمو برگشتم و با یه کیر 18 سانتی رو به روش ایستادم اونم بدون اینکه بخواد جا بخوره گفت فکر کنم وظیفه اصلی آرزو جونم امشب اوفتاد گردن من
بعدشم بدون اینکه منتظر حرفی از طرف من باشه جلوم زانو زد و کیرمو تا ته کرد تو حلقش همون موقع بود که فرق کس با تجربه با بی تجربه رو فهمیدم
حسابی حشری شده بودم خصوصا که حدود 7 روز بود کاری نکرده بودم به شهناز گفتم میشه تو هم لخت بشی تو همون حالی که داشت ساک میزد کیرمو از دهنش در آوردو گفت قرار نیست بهت کس بدم فقط میخوام وظیفه آرزو رو انجام بدمو آبتو بیارم بعدش دوباره کیرمو کرد تو دهنشو ادامه داد از زیر هم با تخمام بازی میکرد دیگه وقتش بود سرشو گرفتم تو دستام چند بار تا ته هل دادم تو حلقش تا کشیدم بیرون آبم با شدت پاشیدو صورتو بلوز شهناز جونو حسابی خیس کرد
شهناز بلند شدو گفت خوب شد که خالی شدی وگرنه معلوم نبود امشب تا صبح ممکن بود با من چه کار کنی
خلاصه کارم تموم شد و حوله پوشیدم اومدم بیرون شهناز جونمم با اون آبی که من پاشیدم مجبور بود یه دوش بگیره
وقتی اومد بیرون انگار نه انگار که چند دقیقه پیش کیرم تو دهنش بوده اومد گفت شام حاضره هوتن جون بیا
شامو با هم خوردیمو از همه جا حرف زدیم . وای هر چی بهش نگاه میکردم سیر نمیشدم تازه فهمیده بودم چه کسیه و چقدر با تجربست . من از وقتی نوجوون بودم عاشق سکس با زنای بزرگتر از خودم بودم .شام که تموم شد شهناز بهم گفت هوتن جون برو بخواب که فردا کلی راه در پیش داریم منم پاشدم برم بخوابم اومدم از کنارش رد بشم خم شدمو لباشو با تمامه وجود بوسیدم گفتم مرسی بابت همه چیز . رفتم تو اتاق زمان تجرد آرزو جون بخوابم ولی چون کسی ازش استفاده نمیکرد و بخاریش خاموش بود حسابی سرد شده بود
هر چی غلط خوردم دیدم نه مثل اینکه نمیشه خوابید پاشدم پتو بالشت رو برداشتم برم تو حال بخوابم دیدم شهناز جون هنوز بیداره و داره ظرفها رو میشوره گفت چی شده هوتن جون کجا ؟ گفتم از سرما نمیشه خوابید امشب تو حال میخوابم
شهناز گفت سرمای امشب بدن داغ آرزو رو میخواد که گرمت کنه
وای دوباره کیرم داشت هشدار بلند شدن میداد گفتم مامان راست میگی ولی من امشب دستم از دنیا کوتاهه شهناز گفت دل برای خودت نسوزون تا چند دقیقه پیش اون کیره گندت تو دهنه من بود بهش گفتم این کیر کس میخواد با این چیزا راضی نمیشه
گفت کسی در کار نیست عزیزم برو بخواب فردا شب کسه زنه خوشگلت رو بکن حالا هم برو تو اتاق من بخواب که بعد زنت نگه شوهرمو رو زمین خوابوندین .رفتم تو اتاق شهناز جون و رو تخت خوابیدم اصلا نمیدونم کی خوابم برد تو خواب بودم که حس کردم یکی داره با کیرم ور میره چشمامو باز کردم وای خدای من چی میدیدم با اینکه چراغ اتاق خاموش بود ولی نور چراغ حال میتابید تو اتاق حس میکردم آرزویی که از نوجوانی با من بود برآورده شده .یه بدن درشت روم افتاده بود با دو تا پستون گنده و یه کون خوش تراش پوستش خیلی سفید نبود ولی از اون دسته بدنهایی بود که اصلا مو ندارن آروم شروع کرد شلوارم رو کشید پایین و گفت جوووووون خیلی خواستم تحمل کنم ولی فکر کردم حالا که خدا شوهرمو ازم گرفته اگه با تو سکس نکنم باید برم با یه قریبه
بعدش تمام کیرمو یک جا گذاشت تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن از اون حرفه ایها بود کیرم کامل تو حلقش بود گذاشتم خوب کیرمو خورد بعد بهش گفتم بیا بخواب حالا نوبت منه اونم از روم پاشدو کنارم رو تخت خوابید هنوز کسشو ندیده بودم با اینکه یه بار آبمو آورده بود .اومدم بین دو تا پاش وای چه رونای گنده ای داشت پاهاشو از هم باز کردم وای چه کسه پشمالویی داشت رفتم پایین لبامو گذاشتم رو کسش یه آه بلند کشید زبونمو انداختم وسط کسش و شروع کردم به لیس زدن شهناز مثل جنده ها جیغ میکشید دست راستمو گذاشتم رو چوچولش و دست چپمو بردم چنگ انداختم تو پستونای گندش
داشتم با ولع تمام کس مادر زنمو میخوردم یه کس جا افتاده 44 ساله
دستش رو کرد تو موهامو با تمام قدرت صورتمو به کسش فشار داد همه بدنش میلرزید جیغ زد و گفت الان خیست میکنم آب کسمو بخور آبمو بخور آه آه آه…… و ارضا شد .اومدم بالا لبام از ترشحات کسش حسابی خیس شده بود شروع کرد به خوردن لبام همه صورتمو میلیسید یکم که آروم شد بهم گفت مرسی داماد خوبم کاشکی زودتر باهات تنها شده بودم آخ که نمیدونی چه حالی کردم حالا میخوام حسابی حالت بیارم خوب عزیزم شاید این شرایط دیگه پیش نیاد پس هر چی ازم میخوای بگو منم بهش گفتم من میگذارم به عهده خودت این کیر امشب تا صبح ماله تو شهناز گفت میخوام یه چیزی بهت بدم که خیلی ها تو کفشن یه لب ازم گرفتو گفت تو فقط بخواب باقیش با من
رفت پایین و دوباره کیرمو کامل گذاشت تو دهنش جوری که پشمام میخورد به لباش یه کمی که ساک زد کیرمو از دهنش در آورد و یه تف حسابی انداخت روش اومد خودشو رو کیرم تنظیم کرد ولی دم سوراخ کونش آروم نشست روش کیرم داشت آروم آروم تو کون گندش جا میشد
وای چقدر تنگ و گرم بود باورم نمیشد اون کون خوشکل رو فتح کرده بودم دیگه کیرم تو کون شهناز جا باز کرده بود و منم حسابی حشری شده بودم شهناز هم آه ناله هاش شروع شده بود دیگه نمیتونستم زیر بمونم میخواستم بالا باشم تا با همه وجود کسو کونشو بگام
برای همین از جا پا شدم کیرم از تو کونش در اومد بهش گفتم چهار دستو پا شو خودمم رفتم پشتش یه تف انداختم دم سوراخ کونش که حالا کمی هم باز شده بود و کیرمو تا دسته جا کردم یه آهی کشیدو گفت عزیزم این کونو تا حالا به کسی نداده بودم پس سعی کن خوب بکنیش کیرمو با قدرت تو کونش فرو میکردم با هر ضربه کون گندش مثل ژله میلرزید داشتم میگاییدمش میگفت عزیزم داری منو میگایی یه کم آرومتر بهش گفتم تو امشب جنده منی میخوام هر کاری خواستم باهات بکنم گفت بکنم عزیزم امشب همه بدنم در اختیار تو هر جام که دوست داری بگذار حرفاش بدتر حشریم میکرد اما هم من از کس شهناز بی بهره مونده بودم هم کس اون کیر منو میخواست برای همینم کیرمو از کونش بیرون کشیدمو اومدم جلوش ایستادم اونم که وظیفشو خوب میدونست شروع کرد به ساک زدن یکمی ساک زد کیرمو بیرون کشیدمو بهش گفتم رو شکم بخواب و رفتم افتادم روش چه کون گنده و نرمی داشت روناش چسبیده بودن به هم کسشو نمیدیدم برای همینم دست انداختم لای لمبه های کونشو از هم بازشون کردم سر کیرمو گذاشتم دم کوسشو آروم فشار دادم توش حسابی خیس و گرم بود شروع کردم به گاییدن کسش . صورتشو برمیگردوند ولبامو میمکید
مدام قربون صدقه کیرم میرفت . گفت میخواد برگرده که از جلو کسشو بکنم منم قبول کردم از دیدن بدن درشتش لذت میبردم .برگشت و رو به روم خوابید منم دوباره شروع کردم به گاییدن خم شدم روشو پستونای گندشو مک میزدم چقدر کسش نرمو تپل بود همه کیرمو بلعیده بود آبم میخواست یواش یواش بیاد ولی دلم نمی خواست سکسمون به این زودی تموم بشه برای همین کیرمو از کس داغش کشیدم بیرون سینه های بزرگش بدجوری تحریکم میکرد اومدم رو سینه هاش خودش زود فهمید سینه های بزرگشو تو دستاش گرفتو چسبوند به هم منم کیرمو فرو کردم بینشون چشمای خمارشو که نگاه میکردم دیوونه میشدمم دوباره برگشتم پایینو کیرمو تو کسه تپلش فرو کردم چه آهی میکشید همه وجودش همه بدنش در اختیارم بود خودشو رها کرده بود عاشق کس دادنش بودم با همه وجودش داشت بهم میداد گفت هوتن جون چه کیری داری قربون کیرت بشم عزیزم منم بهش گفتم چه کسی داری شهنازجون چه کون و پستونی داری قربون اون پشمای سیاه کست برم این حرفا حسابی حشری ترمون کرده بود باز کیرمو کشیدم بیرون رفتم پایین زبونمو انداختم رو کس خیسش و حسابی لیسیدمش چوچوله صورتی رنگ خوشکلشو کرده بودم تو دهنمو مک میزدم اونم داد میزد میگفت هوتن تو کس لیس منی هوتن تو کس کن منی بازم پاشدم کیرمو تو دست گرفتم گذاشتم دم کسش بهم گفت تف کن تو کسم منم یه تف حسابی انداختم رو کسشو کیرمو فرو کردم افتادم رو بدن گرمو گندش سفت بغلش کردم و کسشو با تمام قدرت میگاییدم هر دو تامون تو اوج بودیم که شهناز داد زد محکم تر بکن همشو بهم بده منم سرعتمو بیشتر کردم چند ثانیه بعد آب از دور کیرم زد بیرون تا حالا ندیده بودم آب زن از کسش بیرون بریزه شهناز دیگه نای تکون خوردن نداشت ولی به خاطر من پاشد و گفت میخوام یه حاله دیگه بهت بدم که تا حالا کسی بهت نداده باشه
گفت چهار دستو پا شو و رفت پشتم شروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم دستشم از بین پاهام رد کردو شروع کرد به مالیدن کیرم تا حالا کسی این کارو برام نکرده بود وای چه حالی میداد آروم آروم زبونشو تو کونم میکرد منم که حسابی حال میکردم کونمو به صورتش فشار میدادم اونم سرعت دستشو بیشتر کرده بود بهش گفتم مامان وقتشه گفت برگرد تا برگشتم کیرمو گذاشت تو دهنشو شروع کرد مکیدن منم خودمو رها کردمو آبم تا قطره آخر اومد تو دهنش اونم همشو خورد اومد بالا روم خوابید اون هیکل گندش با اون پستونا جلوم بود دست انداختمو دوباره اون کون خوش تراشش رو مالیدم اونم فقط ازم لب میگرفت بهش گفتم عاشق کس دادنتم اونم گفت منم عاشق همه چیزتم .من زنمو خیلی دوست دارم برای همینم دیگه با شهناز رابطه ای نداشتم ولی اون زن واقعا رویای سکس من بود و هیچ وقت دخترش نتونست جای اونو برام بگیره .

‏ ۱ نظر: